
از من به شما نصیحت و وصیت، توی خیابان، در بیابان، بین امواج دریا، روی کوه، توی غار، وسط آسمان، هر جا، هر جا عروس و داماد دیدید دست بزنید. جیغ بکشید. اگر هم پشت فرمان هستید بوق عروسی راه بیندازید. هر جا که عروس و دامادی باشد باید صدای شادی به گوش برسد. ...
ادامه مطلب
ما، می گویم ما یعنی تمام هم ورودی هایم به انضمام من، از تحصیل شانس نیاوردیم. از همان اول دبیرستان که کتاب ریاضی مان عوض شد معلوم بود که می خواهند موش آزمایشگاهی مان کنند. دلم نمی خواهد آن روزهای سخت را مرور کنم. خلاصه اش که کنکور دادیم و خرم و خرامان منتظر بودیم هواپیمایی، هلیکوپتری چیزی بیاید جلوی...
ادامه مطلب
بوی تن آدم ها همانند اثر انگشت و بافت عنبیه منحصر به فرد است. از بوی تن آدم ها می توان آن ها را شناخت. می توان آن ها را حس کرد. می توان وجودشان را باور کرد. بوی تن آدم ها از بین هم نمی رود. می شود کمد لباس های کسی که سال های زیادی می شود در بین ما نیست را باز کرد و سراغ بوی تنش را از لباس هایش گرفت...
ادامه مطلب
عصبانی ام را چگونه بگویم که پی به شدتش پی ببرید؟! عصبانی ام را چگونه وصف کنم که درکم کنید؟! عصبانی ام را چگونه فریاد بزنم که همه بدانند عصبانی ام؟! من عصبانی ام. از همه. از همه. از همه مردم شهر که به آدم احترام نمی گذارند. از همه خیاط های این شهر که لباس های زاقارت می دوزند. از همه فروشندگان پوشاک ک...
ادامه مطلب
ببار باران! ببار! من همان رهگذر خیابان های تنهایی ام! مرا از تو هراسی نیست! هر چه تندتر شوی قدم هایم آهسته تر می شوند! ببار عزیزکم! بگذار مردم نادان شهر غرولند کنند. آن ها که نمی دانند تو، وسط این روز روشن خنک چقدر دوست داشتنی است! از مردم نادان که توقعی نمی رود. آن ها فقط به فکر کالج های گران قیمت...
ادامه مطلب
من، اعتماد کردم و زار و زندگی ام را دودستی به دستان کسی سپردم تا مشکلم را حل کند. مشکلم را حل کرد اما ای کاش اعتماد نمی کردم. ای کاش زندگی ام را دودستی تقدیم نمی کردم. چه می دانستم؟! فکر می کردم همه مثل خودم هستند. جواب اعتماد را با اعتماد خواهند داد. چه می دانستم که همه مثل خودم نیستند. چه می دانس...
ادامه مطلب
بیشتر که فکر کردم دیدم من آدم اعتماد کردن به بلاگفا نیستم! دلم نمی خواهد نوشته های بهتر از جانم باز هم به باد فنا رود. تصمیم گرفتم بیان بمانم. وبی که در بلاگفا ساختم را حذف کردم. وب جدید دیگری در بیان ساخته ام. اگر آدرس را می خواهید کامنت بگذارید. ...
ادامه مطلب
شما را به خدا در هر شرایطی، با هر سطح علمی متخصص نشوید. کسی را می بینید از درد قفسه سینه به خودش می پیچد متخصص معده و روده و اعضای داخلی شکم و پروفسور مغز و اعصاب نشوید. کسی را می بینید که یک گوشه افتاده متخصص غش و ضعف نشوید، پاهای بیچاره را بالا نگیرید که حتما تا ده دقیقه دیگر خوب می شود. شما را ب...
ادامه مطلب
من نمی دانم چرا همیشه فرض بر این است که خانم ها زیبایی شان را به یک سری پودر و رنگ و ... مدیون اند و چرا باید این زیبایی را پنهان هم کرد! من نمی فهمم چرا آقایان نمی دانند و نمی خواهند بدانند که خانم ها کلا زیباتر آفریده شده اند و هر زنی که دیده اند خوشگلی از چهره اش می بارید دلیلش همان پودر و رنگ و...
ادامه مطلب
ترس، آغاز شکست است. هر جا سخن از یک تصمیم جدید باشد سر و کله ترس پیدا می شود و نرم نرمک شکست شکل می گیرد. محکم و بدون ترس در راهی که انتخاب کرده اید قدم بردارید. به این فکر نکنید که برنده خواهید شد یا بازنده. فکر کردن به نتیجه شما را از تلاش کردن بازمی دارد. ...
ادامه مطلب
جلسه توجیهی برای داوران فوتبال راه می اندازند و در انتها به هر کدام یک بسته سس مایونز یک بار مصرف هدیه می دهند!! این یکی دیگر نوبر است. خب اگر جلسه ای تشکیل نمی شد بهتر نبود؟! ...
ادامه مطلب
از همین لحظه، ثانیه های شبانه روز پیش رو را معکوس وار می شمارم. فردا که خورشید بیاید با خودش عطر تو را خواهد آورد. +دارم وبمو تر و تمیز می کنم. یکمی صبور باشین. ...
ادامه مطلب
درووووووووووووووووووغ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خیییییییییییییییییییلی مبارکهحست چیه واقعا الان ؟؟؟حس درونی و واقعیت ُ میتونی توصیف کنی ؟اون ته ته های دلت ... ...
ادامه مطلب
:|...
ادامه مطلب
-درد داره؟! +چی مادر فدا؟! -سوزنی که تو رگم میزنن؟ بله گفتن به کسی که دوستش ندارم؟ فراموش کردن برادرزاده رفیق آقایپدر؟xa0 +تو که اینقد ترسو نبودی! -نبودم ولی الان میترسم! +یکمی درد داره. اولش یکمی میسوزه بعد به مرور خوب میشه. بعد اصن یادت نمیاد که یه روزی ... ....
ادامه مطلب
قلبم درد میکند. فکر کردن به آینده عذابم میدهد. فکر این که کسی که دوستش دارم را از دست خواهم داد دنیا را برایم تیره و تاریک میکند. من دلم برادرزاده بهترین رفیق پدرم را میخواهد. نمیدانم اگر نتیجه تحقیقات مثبت شود چه کنم! واقعا دنیای بدون او خیلی برایم ترسناک است....
ادامه مطلب
یک عده هستند در این مملکت که هر روز چاق و چلهتر میشوند. آن هم بدون هیچ زحمتی. مثل خوردن یک لیوان آب سرد. عدهای دیگر هم هستند برای به دست آوردن چندرغاز دست به هر کاری میزنند. آن وقت همان چندرغاز را هم به وقتش به آنها نمیدهند. بیمهشان هم نمیکنن...
ادامه مطلب
خدا جونم! اگه ازم عصبانی هستی بهم اخم کن ولی نگاهتو ازم نگیر. اگه کار بدی کردم بزن پس کلهم ولی دستمو ول نکن. خدا جونم! من دارم دق میکنم. کمکم کن. میدونی ته دلم چه خبره. کمکم کن راه و بیراه رو پیدا کنم. خدا جونم! کمکم کن. کمکم کن. کمکم کن....
ادامه مطلب
خدایا چیکار کنم؟! خدایا کمکم کن .. دو نقطه سونامی .....
ادامه مطلب
بزرگترین عددی که میدانی چیست؟ چند است؟ چند رقم دارد؟ میتوانی با انگشتهایت آن را بشماری؟ اصلا میتوانی تصورش کنی؟ من که نمیتوانم. نمیدانم بینهایت کجای دنیا میشود. به توان خودش برسد را که دیگر نمیتوانم درک کنم. میدانی؟ من بینهایتها بار نگرانم. دلآشوبم. ترسانم. ته دلم قرص است اما ته ذهنم بلوا. بینهایت را به توان بینهایت برسان. اگر توانستی تجسم کنی مرا هم میتوانی درک کنی. امشب که زنعم...
ادامه مطلب