به چشم تو ..

متن مرتبط با «چند خط حرف» در سایت به چشم تو .. نوشته شده است

به آن چشمu200cها این حرفu200cها نمیu200cآید!!

  • نیلوبلاگ

    با دوستجانها رفتم گردش. گردش که نبود. مثل دیوانه مدام زل زده بودم به هر جا. من وضعم خرابتر از آنیست که کسی بتواند درکش کند. یکی از دوستجانها که کارآموزی را با او گذراندهام هفته پیش بدون آن که به من بگوید دست به کار شد و لرزیدن دلم را به مورد ...

    ادامه مطلب
  • به آن چشمu200cها این حرف نمیu200cآید!!

  • نیلوبلاگ

    با دوستجانها رفتم گردش. گردش که نبود. مثل دیوانه مدام زل زده بودم به هر جا. من وضعم خرابتر از آنیست که کسی بتواند درکش کند. یکی از دوستجانها که کارآموزی را با او گذراندهام هفته پیش بدون آن که به من بگوید دست به کار شد و لرزیدن دلم را به مورد ...

    ادامه مطلب
  • برای چندمین بار دعایت کنم؟!

  • نیلوبلاگ

    من برای داشتنت چه دعاها که نکردم. چله زیارت عاشورا راه انداختم. چهل شب ناد علی خواندم. دعای شرف شمس را با نام تو به انتها رساندم. نماز لیلةالرغایب خواندم. صد بار دعای فرج(برآورده شدن حاجت) را زمزمه کردم. بعد هر اذان تو را از خدا خواستم. بین هر نماز ...

    ادامه مطلب
  • فقط این چند ماه تمام شود شاید ..

  • نیلوبلاگ

    توی این گیریویری که من از همه زمین و زمان عقبم و آقایپدر و مامانخانم هوس سفر زیارتی به سرشان زده و عید و عیددیدنی نزدیک است و وقت تنگ است و من نمیدانم بروم از کجا کدام خاک را جمع کنم بریزم توی سرم والدین گرامی افتادهاند به جان خانه درندشتشان تا تکانی بهش بدهند و بعد از آمدنشان از سفر آبرویمان جلوی در و همسایه نرود! البته که در دو سه روز نمیشود از پس چنین کاری بربیایند. منم که دو سه سالی میشود نازکنارنجی شدهام و تا کمی خاک میپرد توی حلقم تا یک هفته نفسم یکیدر میان میشود. آن وقت والدین گرامی میآین...

    ادامه مطلب
  • چند خط حرف حساب با تو

  • نیلوبلاگ

    گفتی نچسب و دوست نداشتنی ام. نمی دانم چه زمان چه نوشته ام که روزت را سیاه و یا شبت را کشدار کرده که چشم بر رفاقت مجازی چند ماهه مان بستی و چنین حرفی زدی. نمی دانم و نمی خواهم بدانم اما تو از خودت پرسیدی میچکا چرا این همه می نالد؟! از خودت پرسیدی و بعد قضاوت کردی؟! یا یک طرفه به قاضی رفته ای؟! گوش کن عزیز من!xa0 هر کسی در زندگی اش مشکلاتی دارد. کمبودهایی دارد. نقاط ضعفی دارد. آستانه تحملی دارد. زندگی که سخت شد تا یک جایی تحمل می کند و بعد کاسه تحملش که پر شد غصه هایش را سرریز می کند. هر کسی شکلی ...

    ادامه مطلب